X
تبلیغات
وبلاگ روانشناسی تربیتی - نظریه فروید

فروید در سال 1856 در شهر فرایبرگ واقع در ایالت موراویا (که حالا قسمتی از کشور چک اسلواکی است ) به دنیا امد.فروید از 4 سالگی در وین پایتخت اتریش زندگی کرد. فروید در کودکی شاگرد درخشانی در مدرسه بود و خانواده هم مشوق درس خواندن او بودند والدین فروید برای انکه او بتواند تحصیل کند یک چراغ روغنی برایش تهیه کردند در حالیکه افراد دیگر خانواده تنها شمع در اختیار داشتند.

فروید در سن ورود به دانشگاه در انتخاب رشته تحصیلی دچار شک و تردید شد با کمی تردید رشته پزشکی را برگزید و دلیل اصلی وی این بود که بدینوسیله فرصت می یافت به تحقیق بپردازد. فروید در دانشکده پزشکی پژوهش های علمی درباره نخاع یک نوع ماهی بنام پترومیزون  انجام داد.

فروید برای بازدید از آزمایشگاه شارکو به پاریس رفت . شارکو در این آزمایشگاه درباره اسرار بیماری هیستری تحقیق می کرد مطالعه درباره همین بیماری بود که بعدها بصورت سرآغازی برای خدمات بزرگ فروید درامد . فروید در پژوهش های نخستین خود درباره هیستری از کارهای ژوزف برویر پیروی میکرد که توانسته بود خانمی را (آنا او  ) با هیپنوتیزم و کمک به تخلیه افکار و احساسات واپس زده او درمان کند.

درمان زنی بنام الیزابت می تواند روشنگر کارها و مطالعات اولیه فروید درباره بیماری هیستری باشد الیزابت از دردهای هیستریک در ناحیه رانها رنج می برد دردهایی که پس از گردش و پیاده روی با شوهر خواهر خود که الیزابت نسبت به او احساس عاطفی خاصی داشته بدتر می شده است. کمی بعد خواهر الیزابت می میرد هنگامی که الیزابت کنار بستر خواهر درگذشته خود ایستاده بود برای لحظه کوتاهی این فکر به ذهن او رسید که خواهر شوهر من ازاد شده است و می تواند با من ازدواج کند اما پذیرفتن این فکر از لحاظ اخلاقی برای الیزابت ممکن نبود بطوریکه او فورا این فکر را واپس زد و سرکوب کرد.

از ان پس حال الیزابت بدتر شد و گرفتار دردهای هیستریک شدید گردید زمانیکه فروید درمان او را اغاز کرد الیزابت صحنه کنار بستر مرگ خواهرش را به کلی از یاد برده بود برای آشکار کردن ان صحنه و خاطرات دیگر ساعات روانکاوی زیادی ضروری بود زیرا الیزابت برای دور نگهداشتن این خاطرات از حوزه شعور آگاه دلایل محکمی داشت سرانجام الیزابت این توانایی را یافت که به احساسات خود نسبت به ان مرد آگاه گردد و تا حدودی که توانست ان احساسات را بپذیرد و دیگر نیازی به تبدیل انها به نشانه های جسمی پیدا نکرد.

فروید در درمان الیزابت و بیماران دیگر از فن برویر ( هیپنوتیزم ) استفاده نکرد بلکه از روش تداعی ازاد استفاده کرد که در ان به بیمار توصیه می نمود جلوی افکار خود را باز بگذارد و هر چیز  را همانطور که روی می دهد یعنی بدون کوشش برای منظم کردن و سانسور افکار خود بیان کند.

 

برویر و فروید کتابی بنام مطالعاتی درباره هیستری را در سال 1895 منتشر کردند که تبدیل به نخستین کار کلاسیک در نظریه روانکاوی گردید.

در سال 1901 کارها و پژوهش های فروید دانشمندان جوانتر همچون الفرد ادلر و کارل یونگ را بسوی او کشانید که در جلسات مباحثه شرکت می کردند که این گروههای مباحثه بتدریج بصورت یک انجمن رسمی روانکاوی تحول پیدا کرد که بعدها ادلر و یونگ نیز همانند بسیاری از افراد دیگر از فروید گسستند و فرضیه های روانکاوی مخصوص خود را بنا نهادند.

در سال 1933 نازیها کتابهای او را در برلین اتش زدند و در سال 1938 مجبور شد از وین به لندن مهاجرت کند و درسال 1939 در 83 سالگی از دنیا رفت.

نظریه روانکاوی :

این نظریه بر اهمیت تجارب کودکی و انگیزه های ناهشیار در تاثیرگذاری بر رفتار تاکید دارد بسیاری از امیال غریزی و خاطرات مربوط به تجارب اتش زا در سالهای نخست زندگی واپس رانده می شوند. انها از ضمیر هشیار بسوی ناهشیار رانده می شوند و از انجا به ایجاد اضطراب و کشمکش و تاثیرگذاری بر رفتار ادامه میدهند.

فروید بر ان بود که امیال جنسی و غرائز و سائق های پرخاشگرانه عوامل اصلی تعیین کننده رفتار هستند فرد بر اساس اصل لذت ( یعنی میل به کسب حداکثر لذت و اجتناب از درد ) برانگیخته می شود. اما غرائز جنسی و پرخاشگری فرد را در تضاد مستقیم با اداب اجتماعی قرار میدهد. کشمکش درونی فرد بین این امیال غریزی و انتظارات اجتماعی علت اصلی اشفتگی ها و بیماریهای هیجانی هست.

بر اساس نظریه فروید ، شخصیت از سه جز تشکیل می شود:

       اید :

1-    بخش ناخودآگاه شخصیت است که شامل غریزه جنسی , غریزه زندگی , غریزه مرگ , سائق های زیست شناختی از قبیل گرسنگی , تشنگی و تکانه پرخاشگری می باشد

2-    از زمان تولد وجود دارد .

3-    از غرایز و امیال اساسی که در پی ارضای فوری ، بدون در نظر گرفتن پیامدهان ان تشکیل می شود.

4-     ابتدائی ترین بخش شخصیت است .

5-    تحت تسلط (( اصل لذت )) است هدف ان رسانیدن لذت به بالاترین درجه و کاستن از رنج به حد ممکن است .

6-    منبع لیبیدو است (انرژی جنسی عمومی بدن )

7-    از دید فروید لذت در اصل مربوط به کاستن تنش است برای نمونه ، رفع تنش گرسنگی و پر بودن مثانه برای ما احساس لذت بخشی را به همراه دارد.

غریزه‌های زندگی (اِروس)
غریزه‌های زندگی که گاهی به آن‌ها غریزه‌های جنسی نیز گفته می‌شود، آن‌هایی هستند که با بقا، لذت‌جویی و تولید مثل سروکاردارند. این غریزه‌ها برای حفظ و ادامه حیات فرد و نیز تداوم موجودات زنده اهمیت دارند. با وجودی که به این غریزه‌ها معمولاًغریزه‌های جنسی گفته می‌شود امّا این سائق‌ها شامل چیزهایی مانند گرسنگی، تشنگی و پرهیز از درد نیز می‌شوند. رفتارهاییکه معمولاً به غریزه زندگی مربوطند عبارتند از: عشق، همکاری و سایر اقدامات اجتماعی.
● غریزه مرگ(تاناتوس)
فروید در کتاب «ورای اصل لذت هدف از تمام زندگی را مرگ دانست. او متذکر شد که مردم پس از تجربه کردن یک رویداددردناک (مثل جنگ)، غالباً به بازسازی آن تجربه می‌پردازند. او چنین نتیجه گرفت که مردم تمایل ناخودآگاهی به مرگ دارندامّا این آرزو عمدتاً توسط غریزه‌های زندگی تعدیل می‌گردد. 
از دیدگاه فروید، رفتارهای خود-تخریبی، بیانی از انرژی ایجاد شده توسط غریزه‌های مرگ می‌باشند. هنگامی که این انرژی بهسمت خارج و افراد دیگرهدایت شود، به شکل پرخاشگری و خشونت نمود می‌یابد

در ابتدا کودک شیرخوار یکپارچه اید است شیرخوارگان بجز راحتی جسمی ، به کمتر چیزی توجه دارند و می کوشند هر چه زودتر همه تنش ها را تخلیه کنند. در جریان زندگی بسیاری از تاثرات و تکانه ها به درون اید واپس زده می شوند و در انجا مجاور انگیزه های اصلی باقی می مانند. بهترین دانسته های ما درباره این ناحیه ، از بررسی رویاها حاصل می شود.

     ایگو ( من ) : اگر بنا بود که نهاد ما را اداره کند در انصورت مدت زیادی نمی توانستیم زندگی کنیم ما باید بیاموزیم چگونه با واقعیت کنار بیائیم برای نمونه ، یک پسربچه به زودی می اموزد که نمی تواند هر جا که خوراک می بیند بی اختیار به ان چنگ بیاندازد . سازمانی که تکانه فوری و بلاواسطه را به تعویق می اندازد و واقعیت را در نظر می گیرد ایگو یا من نامیده می شود.

1-    بخش منطقی و عقلانی شخصیت است

2-    طبق اصل واقعیت عمل می کند .

3-    وظیفه اش راضی نگه داشتن اید است مطابق با اصل واقعیت

4-    بخش اجرائی شخصیت است

5-    بین اید ,واقعیت و سوپر ایگو تعادل ایجاد می کند

در حالیکه نهاد از عواطف رام نشده و وحشی طرفداری می کند ، من نماینده منطق و احساس درست است .

هنگامی که در مورد یک مساله ریاضی فکر می کنیم ، طرح سفری را می ریزیم و یا مقاله را می نویسیم از کارکردهای ایگو یا من سود می جوئیم.

فروید می گوید اگر چه ایگو به نحوی مستقل از اید عمل میکند اما تمام نیروی خود را از اید وام می گیرد.

فروید رابطه اید با ایگو را به رابطه راکبی با اسب خود تشبیه کرده است . اسب نیروی حرکت را فراهم می کند در حالیکه راکب امتیاز تصمیم گیری درباره هدف و هدایت حرکات جانور نیرومند را داراست.

     سوپر ایگو (ابر من ) : در مثال قبلی گفتیم چگونه یک پسربچه کوچک تا زمانی که بتواند معین کند ایا ربودن غذا در واقع بی خطر هست یا نه باید بیاموزد که این تکانه را مهار کند اما ما اعمال خود را به دلایل دیگری نیز کنترل می کنیم ممکن است ما از برداشتن اشیای دیگران بپرهیزیم زیرا اعتقاد داریم چنین اعمالی از نظر اخلاقی نادرست است.

1-    بخش اخلاقی شخصیت است و شامل ارزشها و آرمانهاست

2-    مرکز تشخیص باید ها و نباید ها,خوب و بدها

3-    تا اندازه ای هشیار و بخشی ناهشیار است

معیارهای درست و غلط ما سوپر ایگو را تشکیل میدهند. سوپر ایگو محصول بحران اودیپی است کودکان به منظور محافظت خود در برابر تکانه ها و خیالپردازیهای خطرناک این دوره ، معیارهای والدین را درونی سازی می کنند فروید متوجه شد که سوپر ایگو پس از این دوره هم چنان به رشد خود ادامه می دهد کودکان به همانندسازی با مردم دیگر همچون اموزگاران ادامه میدهند و معیارهای اخلاقی انان را به عنوان معیارهای شخصی خود می پذیرند.

از نوشته های فروید درباره سوپر ایگو چنان بر می اید که این سازمان دارای دو بخش است :

1 – وجدان = بخش تنبیه کننده ، نفی کننده و منتقد سوپر ایگو است که به ما می گوید چه کارهایی را نباید انجام دهیم و هنگامیکه ما بر خلاف خواسته اش رفتار کنیم ما را بوسیله احساس تقصیر و گناه تنبیه می کند.

2 – من ارزوئی یا من ارمانی = که از خواسته های مثبت تشکیل شده است برای نمونه هنگامیکه یک پسر بچه می خواهد درست مانند یک بازیکن مشهور فوتبال باشد این ورزشکار حکم من ارمانی ان پسر بچه را پیدا می کند .

مقایسه اید , ایگو و سوپر ایگو:

- اید ازخود اگاهی و ادراک واقعیت به دور است و کاملأ ناخوداگاه است و تنها پس از کوشش زیاد امکان دارد کارهای اید را به خوداگاهی اورد .

- ایگو به خود اگاهی و واقعیت گسترش می یابد ایگو بخشی از اید است که به منظور رویارویی با محیط خارج بوجود امده است و با کوشش نسبتأ کمی می توان انرا وارد منطقه خود اگاهی کرد بخشی از ایگو هم ناخود اگاه است برای نمونه افکار ممنوع را به روشی کاملأ ناخود اگاه واپس می زند .

- سوپر ایگو هم تا حدودی ناخود اگاه است گرچه گاهی ما از میزانها و معیارهای اخلاقی خود اگاه هستیم اما انها در ضمن خیلی اوقات بطور ناخود اگاه ما را تحت تأثیر قرار می دهند برای نمونه ممکن است ما ناگهان بدون اینکه دلیلی احساس کنیم افسرده شویم اما دلیل واقعی این افسردگی ان است که سوپر ایگو ما را به علت داشتن افکار ممنوع تنبیه می کند.

نقش مرکزی ایگو :

توانایی ما برای کنار امدن با زندگی (تعادل روانی ما)به توانایی ایگوی ما برای کل فشارهای گوناگونی که به ان وارد می  شود بستگی دارد ایگو سازمان اجرایی است که باید در خدمت سه ارباب جبار یعنی اید ,واقعیت و سوپرایگو باشد ایگو باید نیازهای اید را براورده کند اما اینکار باید به طریقی انجام گیرد که علاوه بر در نظر گرفتن واقعیت خارجی از دستورهای سوپر ایگو هم تجاوز نکندو این وظیفه مشکلی است زیرا ایگو ضعیف است و ازخود نیرویی ندارد بلکه نیروی خود را از اید وام می گیرد در نتیجه ایگو مستعد اضطراب است یعنی ترس از اینکه نتواند هر سه حاکم جبار را راضی کند .

ایگو دچار اضطراب نوروتیک می شود و ان زمانی است که حس کند نمی تواند بر تکانه های اید مسلط شود مثلا زمانیکه خود را در برابر یک نیاز بیولوژیک بیچاره و ناتوان احساس کنیم .

ایگو دچار اضطراب اخلاقی می شود و ان زمانی است که ایگو تنبیه از سوی سوپر ایگو را پیش بینی کند .

ایگو پیوسته در معرض اضطراب ناشی از واقعیت یعنی خطرات دنیای خارج می باشد       

   مراحل رشد روانی – جنسی :

به عقیده فروید مفهوم جنسی فقط شامل آمیزش جنسی نیست بلکه عملأ شامل هرچیزی می شود که بتواند لذت جسمی ایجاد کند احساسات جنسی می تواند شامل موارد زیر باشد :مکیدن بخاطر لذت بردن ,استمناء ,میل به نمایش بدن خود به دیگران یا نگریستن به بدن افراد دیگر ,عمل تخلیه یا نگهداشتن مدفوع در ,انجام حرکات بدنی از قبیل تکان خوردن و حتی اعمال خشن مثل گاز گرفتن .

در نظریه فروید اصطلاحی که برای انرژی عمومی  جنسی فرد بکار می رود لیبیدو است و هر بخش از بدن که این انرژی در ان متمرکز شود منطقه شهوت زا نامیده شده است تقریبأ هر بخش از بدن می تواند یک منطقه شهوت زا باشد اما در دوران کودکی سه بخش از بدن مهم ترین منطقه های شهوت زا هستند 1- دهان2- 3- ناحیه تناسلی

فروید معتقد است این توالی مرحله ای تحت فرمان یک فرایند رسیدگی و بلوغ رشدی یعنی عوامل سرشتی زیست شناختی دارد در عین حال تجربیات کودک هم نقش قاطع و تعیین کننده ای از نظر رشدی ایفاء می کند برای نمونه کودکی که در مرحله دهانی دچار ناکامی و محرومیت زیادی شده است امکان دارد بعدها اشتغال فکری مداومی درباره چیزهایی که با دهان سروکار دارد پیدا کند .

مراحل پیش تناسلی:

این مراحل در واقع مراحلی هستند که قبل از سازمان یافتن عقده اودیپ بوجود می ایند این مراحل عبارتند از :مرحله دهانی ,مرحله ی ,مرحله احلیلی

مرحله دهانی:

1/1 مرحله دهانی – شش ماه اول

به گفته فروید اگر کودک شیرخوار می توانست فکر خود را بیان کند بی شک اعتراف می کرد که مکیدن پستان مادر مهمترین چیز در زندگی است فروید معتقد است عمل مکیدن بنوبه خود باعث لذت هم می شود به همین جهت کودکان شیر خوارزمانی هم که گرسنه نیستند انگشت شست خود را می مکند .فروید این مکیدن برای لذت بردن را خود شهوتی یا اطفاء شهوت به وسیله خودنامیده است هنگامی که کودکان شیرخوار شست های خود را می مکند در واقع تکانه های خود را متوجه افراد دیگر نمی کنند بلکه بوسیله بدنهای خود ارضاء می شوند .

فعالیت های خود شهوتی فقط محدود به مرحله دهانی نیست برای نمونه در مراحل بعدی کودکان استمناء می کنند و این عمل باز جنبه اطفاء شهوت بوسیله خود را دارد .

به این مرحله مرحله وابستگی لمسی یا زیر مرحله دهانی زودرس یا مرحله مکیدن نیز می گویند کودک در این مرحله بیشتر تابع واقعیات لمسی است یعنی تابع ان چیزهایی است که وارد دهانش می شود یا از این راه حس می کند و رابطه با مادر به معنای خوردن و خورده شدن است

فروید مانند پیاژه معتقد است که طی شش ماه اول زندگی دنیای کودکان ((بدون شیء)) می باشد یعنی کودک هنوز مفهومی برای ادمیان ندارد (چیزی جدا از کودک )برای نمونه هنگامی که مادر کودک از وی پرستاری می کند گرچه کودک از این کار احساس راحتی می کند اما هنوز به وجود مادر به عنوان فردی جدا معرفت پیدا نکرده است از این رو با انکه کودکان شیر خوار کاملأ وابسته به دیگران هستند خود به این حقیقت اگاه نیستند زیرا به موجودیت جداگانه افراد دیگر پی نبرده اند.

2/1 مرحله دهانی – شش ماه دوم زندگی

این زیر مرحله ,زیر مرحله وابستگی بصری یا زیر مرحله  گاز گرفتن یا دهانی ازار گرانه نیز نامیده شده است کودک مادر خود را کم کم می شناسد و یک نوع وابستگی دیداری بوجود می اید از سوی دیگر یک وابستگی عاطفی پایدار بین مادر و فرزند بوجود می اید که جدا شدن مادر از کودک را به مخاطره می اندازد

در حدود شش ماهگی کودک شیر خوار اغاز به یافتن مفهومی از دیگران بویژه مادر به عنوان یک شخص جداگانه و لازم می کند انان در صورتی که مادر از حضورشان برود یا با فرد غریبه ای به جای مادر روبرو گردند دچار اضطراب می شوند .

فروید معتقد است تجربه های جنسی دوران کودکی زیربنای رفتار بزرگسالان را تشکیل می دهند بنابراین لذت بردن بچه شیر خوار از شیر خوردن از سینه مادر پیش آگهی لذت بردن بزرگسال از بوسیدن و مسایل این چنینی است .حوادث مربوط به لذت بردن دهانی اولیه یا محرومیت ها پیش آگهی عادت های بزرگسال مانند پرخوری ,پرنوشی یا سیگار کشیدن است .

 

باید خاطر نشان ساخت که از شیر گرفتن کودک در پایان این زیر مرحله به منزله اسیب رساندن یا تهاجم به کودک است و در همه حال قطع شیر نقطه پایان روابط نخستین است و آثاری دائم بر جای می گذارد چه بر اثر این رویداد اعم از اینکه مرضی یا غیر مرضی باشد تصویر پستان مادر کم وبیش بر تمام زندگی کودک سایه می افکند

مراحل

مدت

مناطق شهوت زا

فعالیت خوشایند

ریشه های تعارض

مسائل مرتبط با تثبیت

دهانی

Oral

 

تولد تا 18 ماهگی

 

دهان ,لب و زبان

مکیدن و گاز گرفتن

Sucking and biting

پایان شیر خوردن از سینه مادر یا از شیشه

 

شخصیت دشوار و پرخاشگر از نظز کلامی ,افراط در خوردن ,نوشیدن ,سیگار کشیدن و ناخن جویدن,خوش بینی یا بدبین بودن

 

 

2- مرحله ی 1.5 تا 3 سالگی یا 1 تا 2 سالگی

تقریبأ بین سنین 5/1 تا 3 سالگی ناحیه ی کانون علائق جنسی کودک می شود کودکان بطور فزاینده ای از احساس های لذتبخشی که حرکات روده بزرگ در غشاءهای مخاطی ناحیه ی ایجاد می کنند اگاه می شوند در حالی که کودکان در اثر رشد و نمو بر عضلات خود کنترل پیدا می کنند گاهی می اموزند که تا اخرین لحظه جلوی حرکات روده ها را بگیرند تا به این ترتیب فشار وارد بر ناحیه زیادتر شده و بر لذت دفع و رها سازی نهائی مدفوع افزوده شود به گفته فروید کودکان به مدفوع خود توجه نشان می دهند و از دستمالی کردن و ان به در و دیوار لذت می برند .

این مرحله به دو زیر مرحله تقسیم می شود :زیر مرحله فعل پذیری ,زیر مرحله فعالیت

در زیر مرحله فعل پذیری ,کودک هر چه بیشتر متوجه جنبه حسی و مخاط ان است و نظاره گر گذار فضولات بدون دخل و تصرف ارادی در این فرایند .لذتی که حاصل می شود وابسته به تخلیه است .

زیر مرحله فعالیت ,کودک فعالانه در امر نگهداری مدفوع مداخله می کند , آنرا بیشتر نگه میدارد تا با شدت بیشتری دفع کند و لذت بیشتری ببرد

در این مرحله است که نخستین بار از کودکان خواسته می شود از لذات غریزی خود به صورتی کاملأ قاطع چشم بپوشند تنها عده کمی از والدین حاضر می شوند به کودکان خود اجازه دهند با مدفوع خود بازی کنند به همین جهت والدین همین که بچه ها آمادگی پیدا کردند یاشاید زودتر از ان ,تمرین نظافت و آداب توالت را برای کودکان اغاز می کنند .

برخی کودکان در ابتداء بوسیله کثیف کردن عمدی خود مقاومت می کنند انان همچنین گاهی بوسیله اسرافکاری ,بی نظمی و کثیف بودن سرکشی می کنند و اینها خصوصیاتی هستند که بعنوان جنبه های شخصیت ی دفع کننده گاهی تا میانسالی ادامه می یابد .

مراحل

مدت

منطق شهوت زا

فعالیت خوشایند

ریشه های تعارض

مسائل مرتبط با تثبیت

ی

Anal

18 ماهگی تا 36 ماهگی

,روده بزرگ و مثانه

دفع کردن و نگهداشتن مدفوع و ادرار

یادگیری نظافت (توالت رفتن )

شخصیت خصمانه و بی اعتماد ,مقرراتی ,نظم و نظافت زیاد

 

مرحله احلیلی یا آلتی :تقریبأ 3 سالگی تا 6 سالگی

این مرحله اخرین مرحله پیش تناسلی و اعلام کننده مرحله تناسلی ادیپی است اشتغال ذهنی کودک متمرکز بر آلت تناسلی مذکر یا احلیل است واکنش عاطفی بزرگ این مرحله ,اضطرابی است که در دختر با مشاهده فقدان احلیل و تصور ناقص ماندن عضو تناسلی او بوجود می اید و با میل به بدست اوردن ان همراه است و در پسر ,ترس خیالی از دست دادن این عضو است  .

مراحل

مدت

منطق شهوت زا

فعالیت خوشایند

ریشه های تعارض

مسائل مرتبط با تثبیت

آلتی

Phallic

3 تا 6 سالگی

اعضای جنسی

خود ارضائی

عقده ادیپ و الکترا

دشواری های جنسی در بزرگسالی  یکدندگی ,آراستگی یا شلختگی,وقت شناسی یا با تاخیر امدن

 

بحران اودیپی در پسر بچه :

این بحران زمانی شروع می شود که پسر بچه توجه به آلت جنسی خود را آغاز می کند پسر بچه می خواهد آلت جنسی خود را با دیگر افراد مذکر مقایسه نماید و می کوشد آلت جنسی دختران و زنان را هم ببیند در ضمن ممکن است از نمایش آلت تناسلی خود لذت ببرد و عمومأ تمایلات او متوجه نخستین فرد محبوب یعنی مادرش می شود او ممکن است شروع به بوسیدن مادرش بکند یا تصور کند با مادر خود ازدواج می کند پسر بچه احتمالأ درکی از مفهوم امیزش جنسی به معنای واقعی ان ندارد . به هر حال پسر بچه به زودی می اموزد که جاه طلبانه ترین تجربیات و نقشه های او از سوی دیگران افراطی و ناشایست تلقی می شود سرانجام او می اموزد که نمی تواند با مادرش ازدواج کند و یا هیچ نوع رابطه جنسی با او برقرار نماید پسر بچه که حالا یک پسر بزرگ شده است دیگر نمی تواند هر قدر که دلش بخواهد مادر خود را لمس کند یا در اغوش بگیرد اما در عین حال می بیند که گویا پدر می تواند هر کار که بخواهد انجام دهد بدینسان عقده ادیپ شکل می گیرد :پسر بچه پدر را به عنوان رقیبی برای عشق و عاطفه مادر می بیند .

البته پسر بچه نمی تواند امیدوار باشد که بتواند امیال رقابتی خود را به مرحله اجرا در اورد زیرا پدر خیلی بزرگ است او نه تنها احساس رقابت با پدر خود می کند بلکه او پدر خود را دوست دارد و به وی نیازمند است بنابراین پسر بچه در اثر تمایلات انهدامی خود وحشتزده می شود و از همه مهم تر متوجه امکان قطع آلت تناسلی خود توسط پدر می شود در دوران فروید والدین زمانی که پسر بچه استمناء می کرد اغلب او را تهدید به قطع آلت تناسلی می کردند زمانی که پسر بچه در می یابد که خواهر او فاقد آلت رجولیت هستند به احتمال زیاد شروع به نگرانی درباره بریده شدن آلت تناسلی می کند پسر بچه چنین نتیجه می گیرد که آنان زمانی صاحب آلت رجولیت بوده اند اما این آلت بریده شده است و رویداد مشابهی ممکن است برای او پیش اید بدینسان رقابت ادیپی بعد هراس اوری می یابد و پسر بچه باید خود را از کل جریان برهاند .

اول از راه واپس زنی ,امیال جنسی خود  به مادر را دفع می کند یعنی هرگونه احساس جنسی نسبت به مادر را در ناخوداگاه خویش دفن می کند

دوم از راه همانند سازی خود با پدر بر احساس رقابت در مقابل او غلبه می کند مثل این است که پسر بچه با خود گفته است :اگر نمی توانی او را بزنی به او ملحق شو .

عقده اودیپ در دختر بچه :

فروید می گوید دختر بچه هم عقده اودیپ دارد  دختر بچه در حدود 5 سالگی از مادر خود مأیوس می شود از انجا که دیگر مانند اوقاتی که که کوچکتربود به وی رسیدگی نمی کند. اگر بچه های جدیدی بیایند او از توجه مادر به انها رنجیده می شود ناراحت کننده تر از همه دختر بچه در می یابد که او فاقد آلت رجولیت است واقعیتی که دختر بچه به علت انکه مادرش را که تا این اندازه او را ناقص بدنیا اورده است سرزنش می کند .

با این حال دختر بچه بار دیگر غرور زنانه خود را بدست می اورد وان موقعی است که او اغاز به درک و قدردانی از توجه پدر به خود می کند پدر مکن است در نوزادی توجه خاصی به او نکرده باشد اما حالا ممکن است جذابیت و زنانگی او را بستاید و او را شاهزاده خانم کوچک خود بنامد دختر بچه تحت تأثیر این امور شروع به خیالبافی در مورد خود و پدرش می کند در ابتداء افکار او شامل ارزوی مبهمی برای داشتن الت رجولیت پدر است اما این فکر به زودی عوض می شود .دختر بچه مانند پسر بچه در می یابد که او فاقد حقوق انحصاری در مورد محبوب جدید خود است مهم تر اینکه در می یابد که نمی تواند با پدر ازدواج کند ویا انقدر که می خواهد او را در اغوش بگیرد یا با او بخوابد در عین حال بنظر میرسد مادر می تواند همه این کارها را انجام دهد بنابراین مادر حکم رقیبی برای دوستی او نسبت به پدر پیدا می کند که فروید اسم چنین موقعیت اودیپی را عقده الکترا گذاشت .

فروید می گوید پسر بچه در اثر تهدید اخته شدن دچار وحشت شده واز ان صرفنظر می کند اما دختر بچه کوچک نمی تواند از اخته شدن بترسد زیرا او الت رجولیتی ندارد که از دست بدهد پس چرا از ارزوهای اودیپی خود صرفنظر می کند ؟فروید می گوید پاسخ را نمی داند اما بهترین حدس او این است که دختر بچه از ترس از دست  دادن محبت والدین بحران اودیپی را حل می کند

مرحله کمون: حدود 6 سالگی تا 11 سالگی

در این مرحله خیالبافی های جنسی و تهاجمی کودکان به شدت واپس زده شده و در ناخود اگاه جای گرفته است به عقیده فروید واپس زدن جنسیت در این مرحله کاملأ جامع و فراگیر است و گذشته از احساسات و خاطرات اودیپی شامل احساسات دهانی و ی نیز می شود از انجا که تکانه ها و خیالبافیهای خطرناک به ناخوداگاه سپرده شده است دیگر خیلی باعث اذیت کودک نمی شود و مرحله ای بالنسبه ارام است کودک حالا ازاد است نیروهای خود را بسوی موضوعات ملموس و پذیرفتنی از نظر اجتماع مثل ورزش و سرگرمی ها هدایت کند .

مراحل

مدت

منطق شهوت زا

فعالیت خوشایند

ریشه های تعارض

مسائل مرتبط با تثبیت

کمون یا نهفتگی

latency

6 تا بلوغ

نهفتگی جنسی

فعالیت های ورزشی و فکری

 

 

 

بلوغ (مرحله تناسلی ):

ثبات مرحله کمون پایدار نیست طبق گفته اریکسون ((این تنها ارامش قبل ازبلوغ است ))به هنگام بلوغ انرژی جنسی با نیروی کامل بلوغ دوباره شروع می شود و یکبار دیگر احساسات اودیپی تهدید به ظهوردر خود اگاه  می کند اما این بار فرد جوان به اندازه کافی بزرگ هست که بتواند این احساسات را در عالم واقعی به مرحله انجام برساند .

مراحل

مدت

منطق شهوت زا

فعالیت خوشایند

ریشه های تعارض

مسائل مرتبط با تثبیت

تناسلی

Genital

در دختر ها 11 سالگی و در پسرها 13 سالگی

آلت تناسلی

رابطه جنسی با جنس مخالف

 

 

 

مکانیسم‌های دفاعی

مکانیسم‌های دفاعی عبارت است از واکنشهای ناخودآگاه ایگو(من) به عنوان قسمتی از شخصیت به منظور کاهش اضطراب از طریق تغییر مسیر در ادراک واقعیت.

ویژگی مکانیسم‌های دفاعی   

1. ناخودآگاه بوده و فرد از فعالیت آن‌ها در رفع اضطراب آگاه نیست.

2. قدرت سازگاری داشته و باعث تطابق بهتر فرد با عوامل نامساعد می‌شوند.  

3. نوعی خودفریبی تلقی می‌شوند، زیرا صرفا شیوه‌ ادراک فرد را از موقعیت عوض می‌کنند.          

4. استفاده مفرط از آن‌ها نشانه‌ ناسازگاری شخصیت است.

 

انواع مکانیسم‌های دفاعی

1. واپس‌رانی یا سرکوب Repression

فرد سعی می‌کند امیال یا خاطراتی را که بیش از حد آزارنده و اضطراب‌آور هستند،(یا افکار و انگیزه‌های نامقبول و خاطراتی که باعث شرمندگی و احساس گناه فرد می‌شوند) از حیطه‌ی خودآگاهی حذف، و از  به خاطر آوردن آنها خودداری کند.

 مثال: شخصی پس از گذشت سه سال از حادثه‌ تصادفش، تنها خاطرات مبهمی را از آن به یاد می‌آورد.

مثال:دختري كه در خردسالي مورد تعـرض جنسي واقع شده، ايـن تـجـربـه دردنـــاك را سركوب ميكند

2. جابه‌جایی Displacement

انتقال احساس روانی و حالت عاطفی از یک شخص یا شی که مبدأ آن بوده، به شخص یا شی دیگری که معمولا خطر و تهدید کمتری نسبت به منبع اصلی آن احساس دارد.

 مثال: مادری که به علت مشاجره با همسایه عصبانی است، کودک را به خاطر انداختن تصادفی لیوان آب کتک می‌زند. مثال: كارمند عصباني از دست رئيس خود، از آنجايي كه قادر نيست بر سر رئيس خود فرياد بكشد، هنگامي كه به خانه باز ميگردد عصبانيت خود را سر همسر خود خالي كرده و سر وي فرياد ميكشد. مثال: فرزندان عصبانيت خود را با كوبيدن درها به هم ابراز ميكنند.

3. والایش یا تصعید Sublimation

شخص سعی می‌کند امیال(جنسی و پرخاشگرانه) و خواسته‌های نامقبول و ناپسند خود را به شکلی درآورد که مورد پذیرش و تشویق دیگران قرار گیرد.

فروید معتقد بود، غالب هنرمندان ,شاهکارهای هنری خود را با تصعید عقده‌ها و امیال واپس زده خود، خلق کرده‌اند.

 مثال: فردی که میل به پرخاشگری دارد به ورزش‌های رزمی روی می‌آورد و موفقیت‌های زیادی کسب می‌کند.

4. دلیل تراشی Rationalization

فرد پس از انجام عملی نامطلوب یا تفکری ناشایست، برای فرار از احساس نگرانی، خودکم‌بینی، اضطراب یا گناه ناشی از آن‌ها با تراشیدن عذرهای کاملا موجه، عمل خود را درست و منطقی جلوه می‌دهد. ضرب المثل«گربه دستش به گوشت نمی‌رسد، می‌گوید بدبوست»

مثال: فردي كه از اداره خود اخراج گرديده علت اخراج خود را چنين توجيه ميكند:من چون آدم متملقي نبودم و چاپلوسي رئيس را نميكردم اخراج شدم.در صورتي كه بي كفايتي و عملكرد ضعيف وي علت اصلي بركناري وي بوده است.

5. فرافکنی Projection  

از طریق این مکانیسم، فرد افکار ناپسند، تمایلات نامقبول و ناخودآگاه خویش و همچنین تقصیرها و اشتباهات خود را به دیگری نسبت داده و بدین‌ وسیله موجبات رضایت خاطر و آرامش خود را فراهم می‌سازد. ضرب المثل«کافر همه را به کیش خود پندارد» به این مکانیسم  اشاره دارد.

مثال: مرد بي وفا نسبت به همسر خود، همسر خود را به خيانت متهم ميكند.  

6. واکنش وارونه یا وارونه‌سازی Reaction Formation

گاهی فرد آرزوها و امیال ناپسند و غیرقابل‌قبول خود را سرکوب می‌کند و در عوض آرزوها و امیالی را که نقطه‌ مقابل آن‌هاست ایجاد می‌کند. همچنین مطالبی را بیان می‌کند که با امیال واقعی‌اش کاملا متضاد است. مثلا مادری که از علاقه نداشتن به فرزندش احساس گناه می‌کند، توجه و مراقبت بیشتری نسبت به او نشان می‌دهد.

7. انکار Denial

وقتی مواجهه با واقعیت بیرونی، بیش از حد ناخوشایند باشد فرد ممکن است منکر وجود این واقعیات ناخوشایند شود. مثال: والدین کودکی که به بیماری علاج‌ناپذیری دچار است ممکن است اصلا تکذیب کنند که مشکلی وجود دارد.

مثال: معتادان همواره اعتياد خود را انكار ميكنند مثال: هنگامي كه پزشك سرطان را در بيمارش تشخيص ميدهد، بيمار آن را نادرست پنداشته و سراغ پزشك ديگري ميرود.

8. ابطال یا باطل سازی Undoing

مکانیسمی که در آن فرد پس از ارتکاب عمل مغایر اخلاق یا افکار ناپسند درصدد خنثی‌سازی آن‌ بر می‌آید.

مثال: مردي كه همسر خود را تحقير كرده است، براي همسر خود هديه ميخرد

مثال: شما پشت سر دوست خود از وي بدگويي ميكنيد سپس از كرده خود پشيمان شده و وي را به منزل خود به شام دعوت ميكنيد

9. جبران Compensation

وقتی شخص در یک زمینه با شکست و ناکامی روبرو می‌شود یا احساس ضعف، حقارت و بی‌کفایتی می‌کند، سعی می‌کند در حوزه‌ دیگری که شانس بیشتری برای پیشرفت وجود دارد، تلاش کند و موفق شود.

 دموستنی(Demosthenes) خطیب شهر یونانی، با غلبه بر لکنت زبان خود، در قدرت بیان شهرت جهانی یافت

10. برگشت یا واپس روی Regression

در اين مكانيسم شيوه هاي حل مسائل به سبك بزرگسالان جاي خود را به رويكردي كودكانه ميدهد. واپس روي يعني بازگشت به مراحل ابتدايي رشد و تكامل (مراحلي مطمئن تر،امن تر و فاقد استرس) و بروز واكنشهاي بلوغ نيافته.

 مثال: بزرگسالي كه هنگام سرخوردگي و ناكامي عروسكي را در آغوش ميگيرد.

مثال: مرد 25 ساله اي كه دچار مشكلات مالي جدي گرديده، تمايل پيدا ميكند به خانه پدري خود بازگشته و والدين از وي مراقبت كنند.

 مثال: مكيدن شست و يا مداد، به لحن كودكان صحبت كردن و هرگونه بروز رفتار سنين پايين تر از خود واپس روي محسوب ميگردد

 

+ نوشته شده توسط مير عبديل موسوي در شنبه دوم اردیبهشت 1391 و ساعت 0:17 |

انتقادات بر دیدگاه فروید عبارتند از:

 1. افرادی با تمركز فروید بر مسایل جنسی و پرخاشگری، به عنوان نیروهای برانگیزنده عمده به چالش برخاسته و معتقدند كه ما بیشتر توسط تجربیات اجتماعی شكل می‌گیریم تا تجربیات جنسی.

2. برخی نظریه‌پردازان با تصویر جبرگرایانه فروید از ماهیت انسان مخالف‌اند و پیشنهاد می‌كنند كه ما اراده آزاد بیشتری از آنچه فروید قبول داشت داریم و می‌توانیم انتخاب عمل داشته و به طور خودانگیخته رشد كنیم، به صورتی كه حداقل كنترل محدودی بر سرنوشتمان داشته باشیم.

3. فروید برای رشد روانی جنسی، یك دوره كمون و توقف قایل است در حالی كه هیچ دلیل روشنی بر وجود چنین وقفه‌ای وجود ندارد و حتی مطالعه حیوانات نیز نشان می‌دهد كه رشد جنسی هرگز متوقف نمی‌شود. 

4. فروید نظر‌های خود را از مشاهدات شخصی‌اش به وجود آورد. بیشتر داده‌های او از تحلیل رفتار خودش به دست آمدند. منابع دیگر داده‌ها، مطالبی بودند كه بیماران او هنگام قرار گرفتن روی كاناپه در تداعی‌های آزادشان به وی می‌گفتند.

5. انتقاد دیگر، رؤیاهای او و بیمارانش است. این داده‌ها اغلب غیرقابل اثبات هستند. اگر كسی بخواهد یك اصل را در روان‌شناسی وضع كند، این كار باید از طریق آزمایشگری و مشاهده كنترل‌شده انجام شود كه اگر به طور مناسب گزارش شود، روان‌شناسان دیگر می‌توانند آن را تكرار كنند. اغلب آنچه را كه روان‌كاوی به عنوان داده‌هایش گزارش می‌دهد، باید به صورت اعتقاد دانست.

6. طبق نظر برخی افراد، فروید به مقدار زیاد به اسطوره‌شناسی متكی بود. شاید بدترین این پندارها، عقده ادیپ بود. مطرح كردن این موضوع كه كودك نابالغ در ناهشیار خود اندیشه فطری داشتن روابط جنسی با والدینش را دارد، نامعقول به نظر می‌رسد. همین امر در مورد اضطراب اختگی صدق می‌كند. 

7. انتقاد دیگر، به تاكید فروید بر رفتار گذشته و نادیده گرفتن اهداف و آرزوهای ما مربوط است. این نظریه‌پردازان معتقدند كه به اندازه تجربیات قبل از 5 سالگی‌مان و حتی بیشتر از آن تحت تاثیر آینده یعنی امیدها و برنامه‌هایمان قرار داریم.

8. فروید، توجه بسیار زیادی به افرادی كه از نظر هیجانی آشفته هستند داشته و افرادی را كه از نظر روانی سالم و از نظر هیجانی پخته هستند نادیده گرفته است. اگر ما بخواهیم یك نظریه درباره شخصیت انسان بسازیم، چرا بهترین و سالم‌ترین افراد را مطالعه نكنیم، چرا علاوه بر ویژگی‌های منفی به بررسی ویژگی‌های مثبت انسان نپردازیم

9. هورنای نوشت: «بدبینی فروید در رابطه با روان‌رنجوری و درمان آن از بی‌اعتقادی عمیق او نسبت به نیكی و رشد انسان برخاست. فرض او بر این بود كه انسان محكوم به رنج بردن یا ویرانگری است... عقیده شخصی من این است كه بشر استعداد و تمایل دارد تا قابلیت‌هایش را رشد دهد و به انسانی شایسته تبدیل شود... من معتقدم كه بشر می‌تواند تغییر كند و تا پایان عمر به این تغییر یافتن ادامه دهد».

 

10. تعاریف مبهم برخی مفاهیم فرویدی، زیر سؤال برده شده است. منتقدان به سردرگمی و تناقض در اصطلاحاتی مانند نهاد، من و فرامن اشاره كرده‌اند. آیا آنها ساختارهای بدنی جداگانه‌ای در مغز هستند؟ آیا آنها فرایندهای انعطاف‌پذیری هستند؟ فروید در نوشته‌های بعدی خود به مشكلاتی كه در تعریف كردن دقیق برخی از مفاهیم او وجود دارد اشاره نموده است ولی تردیدها همچنان باقی است.

11. شرایطی كه فروید تحت آن داده‌هایش را جمع‌آوری كرده است غیر نظام‌دار و كنترل‌نشده است. او گفته‌های هر بیمار را كلمه به كلمه ثبت نمی‌كرد بلكه بر روی یادداشت‌هایی كه چند ساعت پس از ملاقات با بیمار تهیه كرده بود كار می‌كرد. در این فاصله مطمئنا بعضی از داده‌های اصلی(كلمات بیمار) را بر اثر خیال‌پردازی‌های ضمن بازیابی و تحریف و حذف از دست می‌داد. بنابراین، داده‌ها تنها شامل آنهایی بودند كه فروید به یاد می‌آورد.

12-  روانكاوان رفتار انسان را نمي توانند پيش بيني كنند

13-  نظريه ي ناخودآگاه يكي از مؤلفه هاي روانكاوي است و جالب اينجاست كه تعريف دقيق از آن نمي­شود اگر ما به دايره المعارف روانكاوي مراجعه كنيم مي بينيم كه ۳ تعريف متفاوت از ناخودآگاه وجود دارد. همانطور كه مي دانيم قبل از فرويد نيز به وجود ناخودآگاه پي برده بودند مثلاً در نوشته هاي هرمان فون هلمهولتز اين اصطلاح ديده مي شود. ولي جالب اينجاست كه تعريف فرويد از ناخودآگاه با تعاريف معمول و لاتين فرق مي كند. تعريف فرويد از ناخودآگاه براي توجيه سيستم اوست. و بيشتر شبيه به يك نيروي پنهاني است

 

. شولتز دوان، شولتز سیدنی الن؛ نظریه‌های شخصیت،‌ یحیی سید محمدی، تهران، ویرایش، 1384، چاپ هفتم، ص 95.

. كریمی، یوسف؛ روان‌شناسی شخصیت، تهران، ویرایش، 1375، چاپ دوم، ص 75.

. ویلیام لاندین، رابرت؛ نظریه‌ها و نظام‌های روان‌شناسی، یحیی سید محمدی، تهران، ویرایش، 1383، چاپ سوم، ص 278 ـ 279.

. نظریه‌های شخصیت، ص 96.

. شولتز دوان، شولتز سیدنی الن؛ تاریخ روان‌شناسی نوین، علی‌اكبر سیف و همكاران، تهران، دوران، 1382، چاپ دوم، ص 507.

. نظریه‌های شخصیت، ص 96.

. تاریخ روان‌شناسی نوین، ص 477.